شتاب بخشیدن به درمان با سود جستن از سینما–بخش پنجم

شتاب بخشیدن به درمان با سود جستن از سینما – بخش چهارم
اسفند ۱۰, ۱۳۹۵
شتاب بخشیدن به درمان با سود جستن از سینما – بخش ششم
اسفند ۱۰, ۱۳۹۵

شتاب بخشیدن به درمان با سود جستن از سینما–بخش پنجم

گذر از بدگمانی فرویدی

فرويد به سينما روي خوشي نشان نداد،. هر چند زيگموند فرويد ، پايه گذار علم روان‏شناسي نوين، در هنگام ظهور سينما، به اين پديده جديد روي خوشي نشان نداد، اما سينما راه خودش را رفت و ثابت كرد مي‏تواند مفاهيم روانشناختي را به خوبي به بيننده منتقل كند و بدین شیوه مراجعان را در دست یافتن به « بینش ( Insight  ) » یاری رسانده و در همین هنگام در « انگ و برچسب زدایی » از مشکل روانی و دشواری های بین فردی کوشش نماید. آن دسته روان پزشکان ، روان شناسان و مشاورانی كه به مطالعه و ارزیابی روان‏كاوانه ی سينما پرداخته‏اند، شباهت‏هاي بسياري را بين تماشاي فيلم و فرآيند روان کاوي به دست آورده‏اند. شايد مهم‏ترين شباهت بین این دو ، امکان « رويا پردازي آزادانه » ی آدمی هنگام تماشاي فيلم باشد ؛ به بيان ديگر ، آن چه در هنگام تماشاي فيلم اتفاق مي‏افتد، « رها شدن ناخودآگاه ذهن و روان از زنجيرهاي واقعيت و پرواز آزادانه » ی آن در راهي است كه بدان شیوه در روان كاوي‏هاي فرويدي و پسا فرویدی مي‏توان به نشانه‏ها و تعارض هاي درون روانی بسياري دست يافت. كسي كه به تماشاي يك فيلم مي‏نشيند ، با برخي از شخصيت‏هاي فيلم همذات پنداري مي‏كند و براي مدتي در طول فيلم از دنياي واقعي و گاه پر درد و رنج خويش به يك دنياي خيالي و ساختگي سفر مي‏كند و پس از آن نيز در رويارويي با برخي از پديده‏هاي زندگي، با الهام گرفتن از فيلم‏هايي كه ديده است، مي‏تواند تصميمات سرنوشت ساز بهتري بگيرد.
فرويد سرسختانه در برابر ايده‏هاي مختلف فيلم‏سازي ايستادگي كرد و به همه ی پيشنهادهايي كه براي نظارت بر فيلم هاي روان‏شناختي به او داده شد ، چنین پاسخ داد: «امور احمقانه هميشه در سينما به وقوع مي پيوندند ! من نمي‏خواهم همكاران روان کاوم را از همكاري با سازندگان فيلم‏هاي سينمايي باز دارم ، زيرا نمي توان جلوي ساخت فيلم از ايده هاي روان کاوي را گرفت ؛ اما چنین فیلم های برخواسته از اندیشه های روان کاوانه و سازندگان شان به پادوهايي مي مانند که کنار دست استاد مي ايستند. من خودم نمي خواهم وقتم را براي این چنین کاری هدر دهم و اميدوارم که هيچ گاه به شخصه ارتباطي با پروژه ی ساختن هیچ فيلمی پیدا نکنم. »

فرويد به پديده ی سينما ، بسيار بدبين بود و چنان باور داشت که فيلم‏ها نمي‏توانند ايده‏هاي روان کاوي را آن گونه كه او و برخي همكارانش به آن باور دارند ، بازتاب دهند؛ بلکه در واقع ممكن است سطح علمی چنین موضوع هایی را تا آن اندازه فرومایه ، پست و ناچيز کاهش دهند ، كه از آن چهره ی ديگري به مردم نمايش داده شود. اما امروزه ، ادامه دهندگان پیش رو و نو اندیش راه فرويد و روان‏ پزشکان و روان شناسان دیگر ، از جمله متخصصان علوم ‏شناختي – رفتاری ، بدین واقعیت پیدا و پنهان اعتراف كرده‏اند كه سينما مي‏تواند به خوبي همه ی مفاهيم روان پزشکی و روان ‏شناختي را بازشناسي نموده و به گونه ای اثرگذار و سودمند در خدمت دانش روان پزشکی ، روان ‏شناسي و مشاوره قرار دهد.

 

در واقع ، سينماگران ، دست کم در پنجاه سال گذشته ثابت نموده اند که باور فرويد در اين گفته‏ نادرست بوده است که « من دريافته‏ام که امکان بازنمايي ايده‏هاي ما در سينما به شکلي آبرومند وجود ندارد ». البته با تماشاي برخي فيلم‏هاي سطحي ، فرومایه و ضعيف در زمينه ی روان پزشکی و روان‏ شناسي ، می توان به گونه ای با آن باور فروید همنوا شد ، اما اين ايراد سينما نيست ، بلكه کاستی برخی سینماگران کم مایه و بی دانش است که از بازتاب رخدادها و انگیزه های خودآگاه ، نیمه خودآگاه و نا خودآگاه آن ها از نگاه روان کاوانه ، و نیز نشان دادن احساسات و رفتارهای آدمیان در رویارویی با ایستار ( موقعیت ) های گوناگون و اندیشه های خودکار ( اتوماتیک ) پیدا و پنهان و طرح واره ( اسکیما ) های ناهویدای در پشت آن ها ناتوان و شکست خورده بوده اند.

امروزه گروه نه چندان کم شماری از روان‏درمانگران به فيلم ‏درماني به عنوان يك شيوه ی روان درماني افزون و کمکی اثربخش و سودمند در درمان برخي اختلالات رواني آدمیان مي‏ نگرند. البته باید پذیرفت که در سود جستن از اين روش درماني ، همانند هر روش نوین و به تازگی پایه گذاری شده ای هنوز اختلاف نظرهایی بیان می شود ؛ زيرا بسياري از فيلم‏هايي كه با موضوع ها و درون مایه ( محتوا ) های روان شناختي ساخته شده‏اند ، به خوبي نتوانسته‏اند مفاهيم مورد نظر روان پزشکان و روان شناسان را به بيننده منتقل كنند و اين همان چيزي است كه سال‏ها پیش از امروز ، فرويد نسبت به آن هشدار داده بود. اما شمار فيلم‏هايي كه در اين راه کامیاب سرفراز‏ بوده اند ، روز به روز بیش تر می شود؛ البته در دیدگاه کلی ، متاسفانه هنوز بیش تر سينماگران خيلي به قواعد علمي دانش روان پزشکی و روان شناسی پايبند نيستند و شايد تنها از جنبه‏ها و جلوه هاي تصويري مفهوم ها و درون مایه ( محتوا ) های روان پزشکی و روان ‏شناسي بهره مي‏گیرند. مفاهيمي همانند ترس، هراس ، اضطراب ، استرس ، اندوه ، افسردگی ، شیدایی ، روان پریشی و …. تعريف های علمی ویژه ی خود را دارند که بايد در آثاري که با رويکرد فيلم درماني ساخته مي شوند، به دقت در نظر گرفته شوند.

هر چند فرويد پايه‏گذار روان‏ کاوی و از پیش برندگان روان شناسی نوين با ورود سينما به عرصه ی روان‏ درمانی مخالفت مي‏كرد، اما امروزه سينما آشکارا نشان داده است كه مي‏تواند بازوي خوبي براي اين دانش باشد. در حال حاضر بسياري از روان‏درمانگران با تجويز هوش مندانه ی تماشاي برخي از فيلم‏های تیزبینانه برگزیده شده به مراجعان ‏شان – پس از فرمولیشن و کانسپچوالیزیشن مورد – به فرآیند درمان آن ها شتاب بيشتري می بخشند.

 

*بورد تخصصی اعصاب و روان از دانشگاه علوم پزشکی تهران