فیلم درمانی : شتاب بخشیدن به درمان با سینما – بخش سی و چهارم

شتاب بخشیدن به درمان با سینما – بخش سی و سوم
اسفند ۱۰, ۱۳۹۵
هویت و ما ایرانیان در حال گذار
اسفند ۱۰, ۱۳۹۵

فیلم درمانی : شتاب بخشیدن به درمان با سینما – بخش سی و چهارم

پای مرغت را ببند !

فیلم گیرا و اثرگذار « امتیاز نهایی ( مچ پوینت ) » و فیلم دلنشین و آموزنده ی « ویکی ، کریستینا ، بارسلونا » ، به باور من دو فیلمی هستند که مشاوران ، روان شناسان و روان پزشکان هوشمند و دوراندیش باید تماشای آن را – دست کم برای سنجش و آموزش « اندازه ی همتایی غریزی – جنسی » دو سوی زناشویی – به هر دو آدمی که برای مشاوره ی ازدواج نزد آن ها می آیند ، پافشارانه پیشنهاد نمایند. این نکته ، به ویژه در اجتماع امروز ما ، که بیشتر جدایی ها و طلاق های زوج هایش ، بنا بر پژوهش های نمایان و پوشیده و پنهان ( محرمانه ) انجام شده ، ریشه و سرچشمه شان « ناهمخوانی جنسی – زناشویی » بوده و هست ، می تواند بسیار مهم و سرنوشت ساز باشد و دختر و پسر را از انگ و دیگر عوارض روانی – اجتماعی « طلاق » نجات دهد. در اجتماع ما ، به دلیل نگرش و دیدگاه های فرهنگی – اجتماعی ، دو نفری که می خواهند یک عمر با دیگری زندگی کنند ، پیش از ازدواج نه تنها آشنایی ضروری و کافی با ویژگی های شخصیتی پیدا و به ویژه پنهان یکدیگر ندارند ، که به ویژه از کنش ها و واکنش ها و اندازه ی توانایی و خواست « جنسی – زناشویی » یکدیگر کاملا بی خبر و نا آگاه هستند. همچنین ، از آن جا که اجتماع ما همواره ، با چشم فرو بستن بر نگرش های ژرف نگرانه و آموزه های واقعیت مدارانه ی اسلامی و شیعی ، بی هیچ دلیل منطقی از سخن گفتن پیرامون کنش ها و واکنش های جنسی – آمیزشی گریزان و هراسان بوده است ، زوج ها در عمل از آموزش و دانش جنسی – زناشویی ضروری و کافی برخوردار نبوده و نیستند. در چنین شرایطی ، سود جستن درمانگر و مشاور دانش آموخته و با تجربه ، از مکتب « فیلم ( سینما ) درمانی » ، در عمل می تواند به خوبی هزینه های فردی ، خانوادگی و اجتماعی « طلاق » را کاهش دهد. به ویژه این که ، دست کم در میهن ما ، هنوز کتابی برای ارزیابی تله ی سترگ و سرنوشت ساز بیشتر پیوندهای زناشویی ، یعنی همان « اندازه ی همتایی و همخوانی شورمندی غریزی – جنسی » ترجمه یا تالیف نشده است.

جالب آن که واژه ی انگلیسی که از سوی کارگردان اندیشه گرا و ژرف نگر فیلم ، وودی آلن ، به عنوان نام فیلم برگزیده شده است ، به دو مفهوم اشاره داشته و دارای دو بار معنایی همزمان است: « امتیاز نهایی » بازیگر پیروز در بازی تنیس و « اندازه ی همتایی » همسران در زندگی و پیمان زناشویی شان. هر چند رویکرد همیشگی وودی آلن در همه ی فیلم هایش نگاه یا نیم نگاهی بردبارانه به شورمندی زیستی ، غریزی و کشش های جنسی – زناشویی بوده و هست ، اما به باور من ، تفاوت و فاصله ی اندازه ی میل ( Desire ) جنسی و سه جزء مهم آن : فراران و سائق ( Drive  ) جنسی ، انگیزش ( موتیویشن ) و سرشت ( تمپرامنت ) و منش ( کاراکتر ) شخصیت – آدمیان در هیچ یک از فیلم های او همانند دو فیلم « امتیاز نهایی » و « ویکی ، کریستینا ، بارسلونا » مورد ارزیابی و بحث قرار نگرفته است. هنرمندی وودی آلن در این دو فیلم آن بوده که در کنار بهره گرفتن از هنرپیشه های زیبا و گیرا ، نگذاشته است تا پیام ضمنی نمایشنامه نویس و کارگردان فیلم گرفتار و دربند پورنوگرافی شود. این گونه است که « امتیاز نهایی » و « ویکی ، کریستینا ، بارسلونا » به ابتذال کشیده نشده و در وادی فرومایگی و یا گیشه گرایی فرو نمی افتد.

 

 ماری آنتوانت

داستان زندگی « ماری آنتوانت » ، ملکه ی زیر گیوتین رفته ی انقلاب خونین فرانسه ، بارها از سوی سینماگران گوناگون به تصویر کشیده شده است ، اما آن یکی که در « زوج درمانی » ، « خانواده درمانی » ، « درمان جنسی » و « مشاوره ی پیش از ازدواج » ، کاربرد بالینی دارد ، همانا نسخه ی زیبا ، ارزشمند و روان شناسانه ای ست که از سوی « سوفیا کاپولا » نوشته و ساخته شده است. فیلم آشکارا فرسنگ ها فاصله ی « شخصیتی ( سرشتی و منشی ) » و « جنسی – آمیزشی » میان لویی شانزدهم درخودمانده – تنهایی گزین ( اسکیزوئید – آسپرگر ) و ماری آنتوانت نمایشگر ( هیستریونیک ) را نشان می دهد. فیلم « ماری آنتوانت » ، همچون فیلم های « امتیاز نهایی ( مچ پوینت ) » ، « ویکی ، کریستینا ، بارسلونا » ، « سگ های پوشالی » ، « خیابان هانوور » ، « مادام بوواری » ، « پیشنهاد بی شرمانه » و … ، ضمن نمایاندن واقعیت هایی از علت شناسی « روابط و کشش های فرا ( برون ) زناشویی ( اکسترا مریتال ) » ، گویای هویدای این ضرب المثل واقع بینانه ی ما ایرانیان است که آشکار هشدار داده و هشیار می سازد : « پای مرغت را ببند و همسایه ات را دزد نکن ». افسوس که بسیاری به دلایل شخصیتی ( سرشتی و منشی ) ، انگیزشی ، فراران ( سائق ) زیستی – غریزی جنسی ، کاستی هوش هیجانی ، نداشتن مهارت های زندگی زناشویی و …. این آموزه ی تاریخی و طرحواره ی شناختی جمعی ما ایرانیان را جدی نگرفته و به سادگی بر آن چشم می پوشند.

تماشای فیلم های « ماری آنتوانت » ، « سگ های پوشالی » ، « خیابان هانوور » ، « امتیاز نهایی ( مچ پوینت ) » و « مادام بوواری » ، لزوم جدی گرفتن انجام مشاوره ی پیش از ازدواج از سوی روانپزشک و روانشناس بالینی ، را پیش چشم بینا و ذهن هشیار هر بیننده ی بی غرضی می نشاند.

آنان که انجام چنین مشاوره های سرنوشت سازی را از سوی روانپزشک و روانشناس بالینی دانش آموخته و زبده ، عبث و بیهوده می انگارند ، در برابر فرجام ناگوار رو به جدایی عاطفی و روابط فرازناشویی ، در ازدواج دختر شاداب و بازیگوش نمایشگر ( هیستریونیک ) با پسر جوان درخودمانده – تنهایی گزین ( اسکیزوئید – آسپرگر ) ای که بسیار بیش از پادشاهی فرانسه ، شیفته و دلبسته ی قفل و کلید سازی بوده و هست ، چه پاسخ منطقی می توانند ارائه کنند ؟!؟ افسوس که تنها نما و شمایی کلی از ویژگی های اسکیزوئید – آسپرگر لویی شانزدهم در فیلم سوفیا کاپولا به تصویر کشیده شده است ! هر چند ، این فیلم واقعیت مدار و وفادار به تاریخ ، آن اندازه شیوا و گویا هست که آن همه انگ ننگین و سنگین را از ماری آنتوانت بزداید و دلایل ، ریشه ها و سرچشمه های رویکرد ناگزیرش را نشان دهد. ارزشمندترین ارمغان برای لویی شانزدهم ، قفلی شگفت انگیز و نا آشنا بوده که چندین دهه کسی نتوانسته رمز و راز چگونه باز شدنش را کشف کند. این قفل کهنه و رمز پوشیده ، می توانسته روزها و هفته ها ، از ظهر تا پاسی از شب گذشته ، پادشاه درخودمانده ی فرانسه را در کنار استاد قفل و کلید سازش ، در اتاق کار خصوصی باز مانده از دوران ولیعهدی به خود مشغول و از همگان و هستی باز دارد !!

 

*روانپزشک و درمانگر مشکلات جنسی ، زناشویی و خانوادگی