فیلم درمانی : شتاب بخشیدن به درمان با سینما – بخش سی و یکم

فیلم درمانی : شتاب بخشیدن به درمان با سینما – بخش سی ام
اسفند ۱۰, ۱۳۹۵
فیلم درمانی : شتاب بخشیدن به درمان با سینما – بخش سی و دوم
اسفند ۱۰, ۱۳۹۵

فیلم درمانی : شتاب بخشیدن به درمان با سینما – بخش سی و یکم

چیرگی راستی بر ناراستی

 

زمستان اورلوگز ( Oorlogs Winter)

فیلم زمستان اورلوگز ، اثر درخشان و فراموش نشدنی « مارتین کولهوون » ، که بر پایه ی کتاب « ژان ترلو » ساخته شده است ، از بهترین فیلم های در دسترس برای شناخت درمانی فردی مراجعان دچار افسردگی ، نگرانی و اضطراب است. فیلم به کشته شدن پدر خانواده و شهردار شهر در تیرباران تلافی جویانه ی نیروهای اس اس آلمان و آثار و عوارض این رخداد بر پسرک نوجوان ، دختر جوان و مادر خانواده می پردازد. اما این همه ی ماجرا نیست؛ عموی خیانت کار و ناراست مدار خانواده ، مدت هاست که دل به اندیشه های فاشیستی رایش سوم بسته و در ستیز با کمونیزم رو به رشد ، هواداران و اعضای نهضت مقاومت ملی کشورهای اروپایی و شبکه ی نجات خلبانان نیروی هوایی انگلستان را به اس اس و گشتاپو لو می دهد. آن چه که فیلم زمستان اورلوگز را درخشان و فراموش ناشدنی ساخته ، نه نماها و رخدادهای جنگی فیلم ، که سکانس های انسانی و حیوان دوستانه ی آن است. صحنه ی کوشش بی فرجام پسرک در نجات دادن پدر از جوخه ی اعدام و شیون و زاری او در پی در خون غلطیدن پدر ، از نماهای ماندگار فیلم است که می تواند بار و ارزش روان تحلیلی ( روانکاوانه ) فراوان و سرشاری در فرآیند روان درمانی تحلیلی مراجعانی داشته باشد که دچار چالش ، کشمکش و ستیز برآمده از تعارضات پایدار اودیپی با پدر بوده و هستند.

نمایی که در آن پدر ، به یکباره پوست کندن خرگوش را با تیغ به پسر آموزش می دهد و نیز نمایی که پسرک می کوشد برای رهانیدن اسب دوست داشتنی و وفادارش از درد جانکاه خرد شدن ساق پا ، گلوله ای به پیشانی اسب شلیک کند و زاری امانش نمی دهد ، از دیگر داشته ها و درون مایه های سرشار و ارزشمند فیلم هستند.

اما همین پسر که توان کشتن پرنده و پوست کندن از خرگوش را ندارد ، بالاخره در پی فاش شدن راز عموی خیانت کار و میهن فروش ، او را با شلیک گلوله می کشد تا خلبان انگلیسی به یاری خواهرش بگریزد و بار دیگر به جبهه ی جنگ با دشمن مشترک باز گردد.

فیلم « زمستان اورلوگز » همچون فیلم های « فهرست شیندلر » ، « کتاب سیاه » ، « پیانیست » ، « پسری با پیژامه ی راه راه » ، « زندگی زیباست » و مانند آن از این توان برخوردار است که درست همانند کتاب « انسان در جست و جوی معنا » ی دکتر ویکتور فرانکل به مراجعان درمانده و بی امید ، قوت قلب و روحیه دهد که آن ها تیره روزترین و نگون بخت ترین آفریده های پروردگار در گیتی نبوده و نخواهند بود و بسیاری درد و رنج های سنگین تر و طاقت فرساتر از آنان داشته اند ، اما با اراده و پشتکار کامیاب گشته اند تا بر این مشکلات به نظر بی پایان چیره شوند.

رواندرمانگر می تواند بیمار را تشویق کند تا همانند شخصیت پسرک فیلم با مشکلات رنج آور زندگی به چالش و رویارویی بپردازد و جرات و جسارت چیره شدن بر آن ها در واپسین گام را همواره به یاد داشته باشد.

 

کاتین ( Katyn )

فیلم « کاتین » ، اثر تکان دهنده و فراموش ناشدنی « آندرژا واژدی » که بر پایه ی رمان « پس از مرگ » آندری مولارزیک ساخته شده است ، نیز همچون فیلم های « زمستان اورلوگز » و « کتاب سیاه » ، به رویارویی راستی با ناراستی می پردازد و نشان می دهد که ابر تیره ی نیرنگ و دروغ ، آن اندازه دیرپا و ماندگار نیست که همواره خورشید راستی و درستی را بپوشاند. فیلم « کاتین ( KATYN ) » به جنایت واقعی کشتار دسته جمعی بیست هزار نفر افسر جزء و ارشد و حتا ژنرال های اسیر شده ی ارتش لهستان از سوی ارتش سرخ روسیه شوروی در سال ۱۹۴۰ در جنگل اشغالی کاتین لهستان می پردازد.

آن چه در نخستین ماه های جنگ جهانی دوم و نیز در واپسین ماه های آن بر سر مردم لهستان به ویژه « ورشو » رفت ، از تیره ترین تراژدی های تاریخ است. شوروی ( روسیه ) استالینیستی با کشتار ناجوانمردانه ی افسران و سرداران بی گناه و دربند ارتش لهستان ماه های آغازین جنگ لهستان را منکوب کرد و سپس در واپسین ماه های جنگ جهانی دوم ، به رغم کلی وعده و امید ، نهضت مقاومت ملی مردم ورشو را بدون مهمات و تسلیحات در برابر نیروهای ارتش و سپاه اس اس پیشوا تنها گذاشت تا همه ی دلاوران میهن دسته جمعی کشته شوند.

استالین ، که در وحشی گری و چپاول و کشتار دست هیتلر را از پشت بسته بود ، با این دو راهبرد ناجوانمردانه ، لهستان از راد مردان دلاور و میهن پرست تهی ساخت تا ساده و آسان در پی به عقب راندن نیروهای ارتش و سپاه اس اس آلمان نازی بتواند این موقعیت استراتژیک و ژئوپولیتیک را فرو بلعیده و برای همیشه – بدون وجود هیچ گونه اعتراض و مقاومت مسلحانه ی زیر زمینی و حتا مدنی – از آن خود نماید.

فیلم آشکارا نشان می دهد که چه گونه سامانه ی اطلاعاتی – امنیتی حزب کمونیست شوروی با یاری خودفروختگان حزب کمونیست لهستان اشغالی ، چندین دهه کوشش داشتند تا به مردم بقبولانند که این کشتار جنایتکارانه ، نه از سوی نیروهای امنیتی ارتش سرخ روسیه ی شوروی در سال 1940 ، که به دست سپاه اس اس آلمان در 1943 انجام شده است. شکستن سنگ قبرهایی که تاریخ 1940 را حک شده بر خود داشتند ، کوچک ترین راهکار آنان بوده است. با فروپاشی رژیم کمونیستی شوروی و خودفروشان وابسته بدان در لهستان ، خورشید حقیقت از پس ابرهای گذرا برون آمد و راستی بر ناراستی چیره و فراگیر شد. هر چند دهه ها پیش از آن هم ، مردمان لهستان برون از خانه و کنج آشیانه ، حقیقت را زیر لب زمزمه کرده و یادآور می شدند. نماهای مربوط به کشتار بی رحمانه و ناانسانی افسران و سرداران دربند ، آیینه ی درخشان و فراموش ناشدنی از خوی وحشی آدمی ست.

 

*روانپزشک و درمانگر مشکلات جنسی ، زناشویی و خانوادگی