شتاب بخشیدن به درمان با سود جستن از سینما – بخش ششم

شتاب بخشیدن به درمان با سود جستن از سینما–بخش پنجم
اسفند ۱۰, ۱۳۹۵
شتاب بخشیدن به درمان با سود جستن از سینما – بخش هفتم
اسفند ۱۰, ۱۳۹۵

شتاب بخشیدن به درمان با سود جستن از سینما – بخش ششم

فیلم درمانی به سبک ایرانی

در فيلم درماني درمانگر با هيجانات بيمار سر و كار دارد و مي تواند اين هيجانات را هنگام تماشا يا پس از ديدن فيلم تحليل كند. هنگام نمايش فيلم ، کنش ها و واکنش هایی در ضمير ناخودآگاه و نيمه آگاه آدمیان رخ مي دهد كه به بروز احساساتي مانند خشم و شادي و نمایه هایی چون خنده يا گريه مي شود. بدین ترتیب ، برخي احساسات پنهان از ضمير ناخودآگاه به ضمير آگاه جريان یافته و تخليه انرژي هاي رواني انباشته شده را فراهم می آورد. اين پديده برای بیمار آرامش و شادي پدید می آورد. فيلم هاي طنز آمیز و کمدی افزون بر تخليه ی انرژي رواني، سطح افسردگي بيماران را نيز کاهش می دهند.

برآمد پژوهش های گروهي از دانشمندان در دانشگاه مريلند به طور كامل ثابت كرد که تماشاي فيلم‏هاي كمدي باعث مي‏شود افراد شادتر و خوشنودتری باشند. همچنين نتايج اين پژوهش هویدا ساخت که تماشاي فيلم هاي خنده‏آور به‏دليل کمک به روان شدن جريان خون، براي سلامت قلبی – عروقی آدمی سودمند است. پژوهشگران اشاره داشته اند که برآمد بدست آمده از اين كار، با يک دوره ی درمان از طريق مصرف داروهاي قلبي و نيز داروهای افسردگي ستیز برابر بوده است. گروه پژوهشگران مي‏گويند خنده در گشاد شدن شريان‏ها تاثير دارد ، اما پريشاني‏هاي روحي و رواني باعث تنگ شدن شريان‏ها مي شوند. دکتر مايکل ميلر، رئيس گروه پژوهشی مي‏گويد : « برآمد این پژوهش مي تواند براي سينماگران و فيلم دوستان جالب باشد. مردم باید از اين پس کوشش كنند براي داشتن رواني سالم‏ و روحيه‏اي شاداب ، در برگزیدن تماشاي فيلم‏ها ، سریال ها و برنامه های تلویزیونی دقت بيشتري داشته باشند ».

در روش فیلم درمانی ، گاهی روان درمانگر همراه و درکنار مراجع به تماشای یک فیلم می نشینند. هدف این است که روان درمانگر با دیدن حالات مراجع و مشاهده ی این که او خودش را به جای کدام یک از شخصیت های فیلم می گذارد ، به ریشه ها و سرچشمه های مشکل او پی ببرد. در همان حال ، روان درمانگر می تواند مراجع را تشویق کند که همانند شخصیت فیلم با مشکلات به چالش پرداخته و جسارت داشته باشد.
در ایران به دلیل نبودن امکانات مناسب نمایش در مراکز درمانی و دوبله نشدن بیشتر فیلم ها این روش نمی تواند کاربرد فراگیر در همه جا داشته باشد. بدبختانه از بیشتر فیلم های ایرانی نیز – مگر شمار اندکی – به دلیل روند دور از ذهن ، باور نکردنی ، و ساده انگارانه ی داستان فیلم و به ویژه پایان خوش تصادفی و شگفت انگیز آن نمی توان سود جست. البته آثاری همانند « سوته دلان » علی حاتمی ، « دایی جان ناپلئون » ، « آرامش در حضور دیگران » و « کاغذ بی خط » ناصر تقوایی ، همه ی فیلم های بهروز وثوقی ، اغلب آثار  و به ویژه « طعم گیلاس » عباس کیارستمی ، « مرگ یزدگرد » ، « رگبار » و « سگ کشی » بهرام بیضایی ، « پستچی » ، « آقای هالو » ، « هامون » ، « درخت گلابی » ، « مهمان مامان » ، « علی سنتوری » داریوش مهرجویی ، « گنج قارون » سیامک یاسمی ، « وادنگ » ، « جوجه فکلی » و دیگر آثار ارحام صدر ، برخی ساخته های نصرت الله کریمی  و نصرت الله وحدت و به وِیژه  « عروس فرنگی » ، ،  « فیلم های صمد آقا » پرویز صیاد ، « شب های برره » مهران مدیری ، ، « ماهی ها عاشق می شوند » علی رفیعی ، « سفرهای دور و دراز هامی و کامی در وطن » نادر ابراهیمی ، « قصه های مجید » کیومرث پوراحمد ، « طبل بزرگ زیر پای چپ » کاظم معصومی ، و حتا « ازدواج به سبک ایرانی » ، « قرمز »  و …. می توانند هر یک در جایگاه ویژه ی خود بر پایه ی مکتب فیلم درمانی سودمند و دگرگون ساز باشند. در این بین من به ویژه از « سوته دلان » ، « دایی جان ناپلئون » ، « گنج قارون » ، « رگبار » ، « سگ کشی » و « درخت گلابی » سود فراوانی در شتاب بخشیدن به روند روان درمانی شناختی – رفتاری برده ام.
بر پایه ی نظريه هاي گوناگون روان شناسي ، می توان تاثير فيلم را روي احساسات ، عواطف ، اندیشه و شناخت مان تبيين کرد. در روان درمانگران هم مانند ديگر قشرهای اجتماع ، شیفتگان و دلبستگان فيلم فراوانی پیدا مي شوند. آن ها دریافته اند که از هنگام یونان باستان ، « نمايش » مي تواند اثرهای روان شناختي سودمند و کارسازی داشته باشد. ارسطو در کتاب بوطيقا چنین گفته است که « تراژدي بايد رحم و ترس را برانگيزد تا تخليه ي هيجاني ممکن شود » . روان درمانگران مي دانند که اين جمله ي شکوه مند آغاز تبيين « هنر درماني » در دنيا است. بيش از دوهزار سال بعد فرويد از واژه ي « کاتارسيس ( تخيله ي هيجاني ) » در درمان بيمارانش سود جست؛ اما آن که استفاده ي درماني از نمايش را آغاز نمود ، يک روان شناس خلاق به نام « مورنو » بود. او واژه ی  « سايکودراما » يا « روان نمايش گري » را در دهه ي 1930 ابداع کرد. در همين دهه يک پزشک انگليسي از واژه ي « دراماتراپي » استفاده کرد که دقيقا معناي تئاتر درماني را مي دهد. در بیشتر روش هاي سايکو دراما و تئاتر درماني بيمار کاملا کنش مند ( فعال ) است. به همين دليل « سايکودراما » همانند « رقص درمانی » از همان سال ها به عنوان يکي از روان درماني هاي مهم پذيرفته شد. هویدا نیست چه کسی برای نخستین بار از سینما برای شتاب بخشیدن به درمان سود جست ، اما « برني وودر » انگليسي خود را بنیان گذار اين روش در سال 1988 مي داند.

*بورد تخصصی اعصاب و روان از دانشگاه علوم پزشکی تهران