فیلم درمانی : شتاب بخشیدن به درمان با سینما – بخش سی و دوم
اسفند ۱۰, ۱۳۹۵
فیلم درمانی : شتاب بخشیدن به درمان با سینما – بخش سی و چهارم
اسفند ۱۰, ۱۳۹۵

شتاب بخشیدن به درمان با سینما – بخش سی و سوم

آیینه ی تمام نمای آسیب شناسی روانی

 

رگبار

فیلم یگانه و بی همتای « رگبار » بهرام بیضایی ، می تواند مراجعان و بیماران دچار ویژگی های ژرف و پر رنگ و اختلال شخصیت های کلاستر C و D و به ویژه شخصیت پرهیز گرا – مردم گریز ( اوویدنت ) را درباره ی ویژگی ها و اختلال شخصیت خودشان به بینش ( Insight ) رسانده و بدین ترتیب بنیاد نخست را در راستای رواندرمانی ایشان فراهم آورد. « آقای  حکمت » – آن مرد شرم گین ، نیک گفتار ، راست کردار و دوست داشتنی فیلم « رگبار » ، با بازی هنرمندانه و از یاد نرفتنی شادروان « پرویز فنی زاده » –  به باور من ، بهترین و هویدا ترین فیلم در دسترس ما ایرانیان در آستانه ی رنسانس ، برای به بینش رساندن مراجعان و بیماران دچار ویژگی های ژرف و پر رنگ و اختلال شخصیت پرهیز گرا – مردم گریز ( اوویدنت ) و نیز منضبط – قانون مدار ( وسواسی – جبری ) است. فیلم « رگبار » ، به زیبایی و گیرایی تمام عیار ، عقب افتادن و در حاشیه ماندن این گونه آدمیان در رویارویی ها و رقابت های ستیزه جویانه و کینه توزانه ی نیمه ی نرینه ی اجتماع کلاستر B مدار را نشان می دهد تا بیانگر واقعیت های روزمره باشد. بی گمان ، تماشای نمای پایانی فراموش ناشدنی فیلم – پذیرش شکست و ترک صحنه ی رویارویی و رقابت پر کنش و کشمکش ، برای مراجعان و بیماران خوددار و پرهیز مدار دارای ویژگی های ژرف و پر رنگ و یا دچار اختلال شخصیت پرهیز گرا – مردم گریز ( اوویدنت ) و نیز منضبط – قانون مدار ( وسواسی – جبری ) ، می تواند به بهترین گونه ، مایه و آیینه ی عبرت باشد.

 

افسانه ی 1900

به باور من ، هیچ فیلمی تاکنون همانند فیلم « افسانه ی 1900 » ، ویژگی های شخصیتی ، شناختی ، هیجانی و رفتاری آدمیان دچار اختلال درخودماندگی ( اوتیستیک – آسپرگر ) را نشان نداده است. چهار نمای پیروز شدن سرفرازانه ی پیانیست نقش نخست فیلم – 1900 – در رویارویی و دوئل دونفره ی نواختن پیانو ، عاشق شدن پیانیست جوان از پنجره ی گرد و تونلی شکل کشتی هنگام پر کردن صفحه ی گرامافون ، پیاده نشدن از کشتی زادگاه و زیستگاه به بهای نابود شدن با آن و از همه بیشتر و گویاتر ، ناکام ماندن در پیاده شدن از کشتی با آن چند جمله ی کلیدی بیانگر دلیل این ناکامی و ناتوانی ، جلوه و آیینه ی تمام نمای یک فرد دچار اختلال درخودماندگی ( اوتیستیک – آسپرگر ) است. جمله ی کلیدی گویای این اختلال در هنگام بازگشت از پلکان کشتی و پذیرش ناکامی و ناتوانی خود در پیاده شدن از کشتی زادگاه چنین است : « من آموخته ام در کشتی ای زندگی کنم که از دماغه ی عرشه آغاز شده و در پروانه و سکان پایان می یابد؛ من آموخته ام در سالنی بنوازم که از دیوار پیشین کنار در ورودی آغاز شده و در دیوار پسین کنار آشپزخانه پایان می یابد؛ من آموخته ام سازی ( پیانویی ) را بنوازم که از یک کلید سپید آغاز شده و در یک کلید سپید پایان می یابد؛ نتوانستم در بندرگاه از کشتی پیاده شوم و پا به شهری بگذارم که آغاز و پایان آن را به چشم ندیدم ».

 

جانشین ( وکیل ) هادساکر

از دیگر فیلم هایی که به زیبایی و گیرایی ، شخصیت ، شناخت ، احساس و عاطفه ( هیجان ) و شیوه و انگاره ی رفتاری آدمیان دچار اختلال درخودماندگی ( اوتیستیک – آسپرگر ) را به تصویر کشیده است ، فیلم « جانشین ( وکیل ) هادساکر » است که به خوبی دید تونلی و توجه و تمرکز جزیره ای این گونه آدمیان و آفرینندگی ( خلاقیت ) برآمده از این الگو و انگاره ی شخصیتی – شناختی را نشان می دهد.

 

زودیاک  

فیلم معمایی – جنایی « زودیاک »  نیز نشان دهنده ی ویژگی های شخصیتی ، شناختی ، هیجانی و رفتاری دو آدم دارای ویژگی های شخصیتی اسکیزوئید ( تنهایی گزین – درخودمانده ) و آسپرگر است. نخست آن که قاتل نابهنجار سریالی ست و دوم روزنامه نگار جدول نگاری که از کودکی شیفته ی آفریدن و حل کردن چیستان و معما بوده است. سال ها می گذرد ، همگان داستان و نشان زودیاک را از یاد برده اند ، مگر جوان روزنامه نگار پا به میان سالی گذاشته ای که در نگرش تونلی و جزیره ی توجه و تمرکز حل معما و یافتن و شناساندن قاتل توانا و حرفه ای داستان گیر افتاده و شبانه روز جز راز و رمزگشایی از این ماجرا ، دغدغه ای دیگر ندارد.

 

اره    

سری فیلم « اره ( SAW ) » ، از جمله فیلم های ناشکوهمندی بوده است که به دلیل هنگامه ی پر تنش و استرس تاریخی که در آن قرار داریم – تاریخی که از سوختن و فرو ریختن برج های دوگانه ی تجارت جهانی نیویورک در یازده سپتامبر 2001 آغاز شد – شتابان به آفرینش و نمایش شش قسمت از آن رسیده است. الگو و انگاره ی شخصیتی ، شناختی ، هیجانی و رفتاری نقش نخست فیلم – « اره » – به بهترین و گویاترین گونه ، بیانگر دید تونلی و توجه و تمرکز جزیره ای یک جانی شکنجه گر و سادیستیک ناکام ، نادیده گرفته شده ، سرخورده و از این رو خشمگین و کینه توز و انتقام گر از اجتماع است.

 

سکوت بره ها  

سری فیلم های « سکوت بره ها » ، به خوبی توانسته اند که شخصیت و شیوه ی شناخت ، احساس و عاطفه ( هیجان ) و رفتار جانی سادیستیک خودشیفته و درخودمانده ( آسپرگر ) ای را به تصویر کشند که از اتفاق روانپزشکی کارآزموده و توانمند است که در طرحواره های شناختی ای همچون « بیش سزاوار ( محق ) بودن » و مکانیزم های دفاعی ای همانند « ابرتوانایی ( اومنی پوتنس ) » خود غرق بوده و دید تونلی و توجه و تمرکز جزیره ای اش را رو به جنایت ، انتقام و آزار گشاده است تا بر زخم های ناکامی و فرومایگی گمان های به فرجام نرسیده مرهم گذارد. هر چند چنین طرحواره ( اسکیما ) های شناختی و مکانیزم های دفاعی شخصیتی خودشیفته وار ، در عمل در آدم های دانش آموخته و آکادمیک ، بسیار بیش از جنایت و کشتن و آدمخواری ، به نکوهش و فروداشت ( تحقیر ) نوشتاری و گفتاری تا مرز و اندازه ی بی آبرو و اعتبار ساختن همکاران – رقیبان حرفه ای – شان می انجامد ، اما جلوه ها و آیینه های سادومازوخیستیک زندگی خصوصی اینان همچون  « دکتر هانی بال لکتر » ، فراوان از پس پرده برون افتاده و پدیدار می شود. « دکتر هانی بال لکتر » ، فرانکشتین دانش مدار و هیولا منشی ست که این بار از دانشکده ی پزشکی و بیمارستان روانپزشکی بر می خیزد تا گاه در سلول های زیرزمینی و مخفی خانه ی رازآلودش قربانیان را در شکنجه ی روانی و خورده شدن پیکری میزبان و پذیرا باشد و گاه به نوک قلم در مقاله و نوشتار و نیش زبان در کنگره و گفتار ، همکاران ( به زعم خویش : رقیبان ) را بی اعتبار ساخته و رنج و آزار برای شان به ارمغان آورد !

 

*روانپزشک و درمانگر مشکلات جنسی ، زناشویی و خانوادگی