ساده و خودمانی در سودمندی و خاصیت دارودرمانی
اسفند ۱۰, ۱۳۹۵
آشنایی با طلاق عاطفی – روانی
اسفند ۱۰, ۱۳۹۵

آشنایی با مشاوره روانشناختی طلاق

اندکی اندیشه و درنگ

در جایگاه یک درمانگر زوج و خانواده هویدا می بینم که درخواست طلاق تا چه اندازه نگران کننده، شتابان رشد داشته است. در این روزگار پر فشار و دلشوره، فراوانند خانم هایی که با نخستین ناملایمات و ناکامی های زندگی زناشویی شان، اندیشه ی جدایی و طلاق، شتابان پیش چشم و ذهن شان می نشیند؛ هر چند بیشتر خانم های ایرانی هنوز آن اندازه بردبار و فداکار هستند که تا 5 و حتا 10 سال بتوانند ناکامی ها و ناخشنودی های شان را بپذیرند و دم بر نیاورند.

همه ی موارد جدایی و طلاق، از گونه ی ترک منزل و ثبت رسمی و قانونی طلاق و خبردار شدن آشنایان و همگان نیست؛ جدایی و طلاق ممکن است روانی ( عاطفی ) و یا حتا جنسی ( آمیزشی ) باشد. در این دو گونه جدایی و طلاق، همسران با هم زیر یک بام زندگی می کنند و ممکن است حتا پیش چشم و ذهن دیگران زندگی خوش و خرمی داشته باشند، اما به واقع مدت هاست که پیوند زناشویی بایسته و شایسته را ترک گفته اند.

استاد بزرگوارم، دکتر طریقتی – که همچون « پدری علمی، معنوی و روحانی » حق سترگی بر گردن من داشته، دارد و همواره خواهد داشت – همواره در دوره دستیاری مان در بیمارستان روزبه، نسبت به همراه و همنوا شدن با خواست جدایی و طلاق از سوی هر یک از زوج ها هشدار می داد و آشکارا به ما یادآور می شد که در همه دوران پنجاه ساله پیشه روانپزشکی خویش، پنج نفر ایرانی درون و برون میهن را ندیده است که طلاق گرفته و جدا شده باشند و پس از آن، شادکام و خوشبخت زندگی را ادامه داده باشند !

نیک به خاطر می آورم که چند سال پیش، آن هنگامی که بر روی نخستین کارت ویزیت مطبم، عنوان « مشاور ازدواج و طلاق » را دید، با اخمی آموزنده و ابروانی گره کرده به من نگریست و رک گفت که از مشاور طلاق شدنم اصلا خشنود نشده است. در جایگاه شاگرد کوچک استاد، توضیح دادم که به باور من، زمانه نسبت به گذشته فراوان دگرگون شده و شاید راهبردها و راهکارهای نوین – همانند « برهان خلف » – نیاز داشته باشد؛ به گمانم بتوان با « مشاوره طلاق »، اندکی اندیشه و درنگ را جایگزین گریز شتابان از زندگی زناشویی ساخت.

در مشاوره جدایی و طلاق، باید نکات فراوانی را همراه با مراجع و همسرش ارزیابی کرد.

من جدای از پرداخت نفقه ، پیش چشم و ذهن می نشانم که آیا اجزای یازده گانه روانشناختی عشق برپا و پایدار است یا نه. ژرف می بینم که اعتماد با تهمت ، احترام با تهمت و هتک حرمت و خدای ناکرده ضرب و شتم، تعهد با بی بند و باری، صمیمیت با ستیزه جویی، نگاه، نوازش و بوسه با سردی و بی توجهی، بخشش و گذشت با انتقام و کینه توزی، از خود گذشتگی و فداکاری با خودبینی و خودمداری، پذیرش، پشتیبانی، یاری، پاسداری و پرستاری با نادیده انگاشتن نیازهای دیگری، درک و همدلی با سرسختی و سنگدلی، هوس و شهوت با پشت کردن به نیازهای عاطفی – آمیزشی و معنویت با چشم فرو بستن بر آن جایگزین نشده باشند.

سپس می کوشم تا همراه با هر یک از همسران که برای مشاوره جدایی و طلاق نزد من آمده است، به پرسش های بنیادین و سرنوشت ساز پاسخ گوییم. بسیاری از مردان ایرانی، آن هنگام که همسرشان از چشم شان فرو افتد، به ویژه آن هنگام که به خانمی دیگر دل بسته باشند، نیازی به انجام مشاوره طلاق نمی بینند و بسیار آسان تر از خانم ها ره جدایی و محضر و دفتر ثبت پی می گیرند؛ از این رو، بیشتر مراجعان مشاوره طلاق، دست کم در سرزمین ما، خانم ها هستند.

باید با خانم با اندیشه و درنگ شایسته و بایسته، به پاسخ پرسش های زیر رسید:

  1. برنامه زندگی پس از طلاق و جدایی خانم چیست؟ آیا نقشه های خانم، گمان ها و آرزوهایی شیرین اما دست نیافتنی نیستند؟ آیا زن مهارت های لازم برای زندگی اجتماعی آن هم در جایگاه یک زن بیوه – که مردان فراوانی به دنبال بهره کشی از آن بوده و هستند – دارد؟؟
  2. آیا خانم امکانات مالی و معیشتی برای زندگی تک و تنها یا همراه با فرزند یا فرزندان را دارد؟ چه هنرهایی ( دانش، پیشه و … ) برای خودکفایی و استقلال مالی و معیشتی دارد؟؟
  3. آیا خانم از پشتیبانی و یاری همیشگی خانواده – پدر، مادر، برادر و خواهر – برخوردار بوده و خواهد بود؟ دیدگاه خانواده ی خانم درباره ی طلاق چیست؟؟
  4. جایگاه جغرافیایی و ویژگی های فرهنگی – اجتماعی مکان زندگی خانم پس از طلاق چه گونه است؟
  5. فرزندان از چه جنسیت و سن و سالی برخوردارند؟ اگر به سن تشخیص و تمیز رسیده اند، دیدگاه آن ها درباره ی طلاق پدر و مادر چیست؟؟
  6. آیا احتمالا فرد، افراد یا گرایش ها و دلبستگی های خاصی وجود داشته اند که به دلایل و خواسته های ویژه ای، خانم را به سوی جدایی و طلاق پیش برانند؟
  7. آیا اختلال ( بیماری ) روانی ویژه ای همچون ویژگی های پر رنگ و اختلالات شخصیت ( همچون اختلال شخصیت های نمایشگر، مرزی – آشوبناک، خودشیفته و … )، طیف ( پیوستار) اختلالات خلقی و افسردگی های دو قطبی، اختلالات اضطرابی ( به ویژه وسواس ها و اجبارهای گوناگون ) – که با دارو درمانی، رواندرمانی و رفتاردرمانی، افسارپذیر هستند – در هر یک از همسران وجود دارد یا نه؟ و آیا آن ها برای درمان و مهار این اختلالات، انگیزه و پشتکار دارند یا نه؟؟
  8. آیا این زندگی زناشویی ارزش و امکان ادامه یافتن را ندارد؟ به راستی رخدادهای ناگوار، اشتباهات همسر، دخالت مادر، خواهر، پدر یا برادر همسران در اندازه ای بوده که جدایی و طلاق را لازم و بی بازگشت ساخته باشد؟؟

همه ی این پرسش ها، از جمله پرسش های فراوانی هستند که در رسیدن به پاسخ آن ها باید اندیشه و درنگ ویژه ای داشته باشیم. شتابان به سوی جدایی و طلاق شتافتن، می تواند با پشیمانی و اندوه های فراوان و گاه جبران ناپذیر همراه باشد. افسوس که مشاور خانواده و زوج درمانگر، گاه گریزی از پذیرش و همنوا شدن با درخواست طلاق خانم یا آقا ندارد؛ اما فراموش نکنیم که ما روانپزشکان، روانشناسان و مشاوران زوج درمانگر برای وصل کردن دانش آموخته ایم…

 

*روانپزشک و درمانگر مشکلات جنسی، زناشویی و خانوادگی