آشنایی با روانشناسی حسادت و بخل
اسفند ۱۰, ۱۳۹۵
آشنایی با روانشناسی آزمندی و طمع ورزی
اسفند ۱۰, ۱۳۹۵

آشنایی با روان شناسی اسراف

کفر نعمت از کفت بیرون کند !

اسراف، یعنی زیاده روی در مصرف – به گونه ای که به بیهوده از دست رفتن ( ضایع شدن ) و کفران نعمت های پروردگار بینجامد – کرداری ناپسند و نکوهش شده در همه ادیان و مذاهب آسمانی و زمینی بوده است. آیین و آداب فراگیری را نمی توان پیدا کرد که با اسراف کنار آمده، آن را مجاز بشمارد و حتا بر آن چشم پوشی کرده باشد. از این رو، برخورد سنگین و سهمگین با اسراف، همچون دروغ، دزدی، مردم آزاری، آدم کشی و …، از رویکردهای مشترک پیامبران ارجمند ادیان اسلام، مسیحیت، یهود، زرتشت و آیین هایی همچون بودا و … بوده است.

اسراف در مصرف آفریده های پروردگار، کرداری ست که پیشرفت دانش و اندیشه آدمی در درازای تاریخ دیرینش، هنوز نتوانسته آن چنان که باید و شاید بدان پایان بخشد؛ چرا که از دیرباز برخی توانگران نادان و فرادستان ساده انگار، اسراف در مصرف را نماد تجمل و تجدد شناسانده و نشان دارندگی و برازندگی برشمرده اند. آن چنان که توده میاندست و فرودست نیز هر گاه از گذر شانس یا کوشش، داشته ای فراهم آورده اند، در هنگامه هایی بی باکانه و نادوراندیشانه به اسراف و ریخت و پاش پرداخته اند.

روی آوردن به تجمل – که ریخت و پاش های بیهوده و اسراف و اتلاف نعمت های پروردگار بخشنده مهربان، یکی از سترگ ترین جنبه ها و هویداترین جلوه های آن است – همواره نشانگر اختلال روانی نیست، اما بی گمان می تواند نمادی از کاستی معنوی آدمی باشد. البته خساست و گدامنشی گزافه آمیز نیز پندار و کرداری ناپسند، نکوهش پذیر، و گاه بیمارگونه از دیدگاه روانپزشکی است. رفاه ( Welfare )، همانا برخورداری بجا از نعمت های پروردگار است و نمی توان آن را واژه ای برابر و همسان با تجمل ( Luxury ) برشمرد.

از جمله اختلالات روانپزشکی که می تواند به آسانی آدمیان را دچار و گرفتار « گناه ویرانگر اسراف » کند، می توان به اختلالات خلق ( افسردگی های ) دو قطبی، به ویژه در فاز شیدایی، اختلال وسواسی – اجباری و دیگر اختلالات اضطرابی، اختلالات شخصیت و به ویژه اختلالات شخصیت کلاستر B ( نمایشی، مرزی – آشوبناک، خودشیفته و جامعه ستیز )، اختلالات بازداشت ( کنترل ) تکانه، به ویژه اختلال خرید و انباشت وسواسی – اجباری، اختلال بحران هویت ( و فرجام واپسین آن : اختلال شخصیت مرزی – آشوبناک )، بیش فعالی کودکان، نوجوانان و بزرگسالان، برخی مبتلایان به همدچاری پیوستار اختلال درخودماندگی ( اوتیزم – آسپرگر ) با اختلال وسواسی – اجباری و … اشاره کرد.

اسراف بسیاری از گرفتاران این گونه اختلالات، همچون دیگر علایم و نشانه های شان، به دارودرمانی های کوتاه مدت چند ماهه یا میان مدت چند ساله همراه با روان درمانی های شناختی – رفتاری یا تحلیلی – روانکاوانه پاسخ داده و بازداشته و افسار ( مهار ) می شوند. هر چند راهبردها و راهکارهای اقتصادی – اجتماعی دولت ها و حکومت ها، همچون تصویب و اجرای جریمه های سنگین برای مصرف بیشتر از اندازه، متعادل ساختن یارانه ها به سود فرودستان و میاندستان اجتماع، افزایش درصد پرداخت مالیات به نسبت افزایش درآمد و سرمایه و مانند آن، می تواند در بازداری از اسراف و مصرف بیهوده و بیش از اندازه، سودمند باشد، اما آموزش های شناختی – رفتاری از طریق برنامه های سرراست ( مستقیم ) و ناسرراست ( نامستقیم ) صدا و سیما – به ویژه سریال های بزرگسالان و برنامه های عروسکی کودکان و نوجوانان – همآوا و هماهنگ با پوسترهای سترگ خیابانی و اتوبانی می تواند اثرگذاری افزون تری داشته باشد.

اجتماع در حال گذار ما، سال هاست که آموزه های دهه 1360 و دوران جنگ – و به ویژه « قناعت » و « صرفه جویی » – را بدرود گفته و همچون روسیه پس از شوروی پیشین – گرفتار در گرداب همه گیری « اختلال بحران هویت » نوجوانان و جوانان – به بهانه « تجدد »، رو به « تجمل » آورده است؛ « برند پروری » و « مارک مداری » نونهالان، نوجوانان و جوانان دهه شصتی، هفتادی و هشتادی را دربر گرفته و گرفتار ساخته است. اینان دیگر همچون زادگان دهه های ده، بیست، سی، چهل و پنجاه به خرید و برخورداری از فرآورده های ملی و پرداخته های میهنی بسنده نکرده و دلشاد نمی شوند. نگاهی به بازار پوشش تن و پا آشکارا هویدا می سازد که بریده و دوخته های وطنی، نه توان که اندک امیدی به پیشی جویی با برندهای برتر و گیتی گستر بیگانه و حتا بنجل های فرومایه چینی را ندارند و در مسیر ورشکستگی هر ماه با کیفیتی پایین تر از ماه پیش تولید و ارائه می شوند !

در پی گام گذاشتن و فراگیر شدن فرهنگ مصرف گرا و شیوه زندگی تجمل مدار آمریکاییان در دهه های 1950 تا 1980 در ایران – که خودروهای آمریکایی پر مصرف هشت سیلندر کلاسیک نماد هویدای آن هستند – سال هاست که در کلان شهرهای اجتماع پر گزند در حال گذارمان، در رویکردی ساده انگارانه اما فراگیر، بسیاری ( نه همه ) کلاس و شخصیت آدمیان را با خودرو و خانه شان می سنجند و نمی دانند که کلاس برابر با شخصیت نبوده و نیست؛ از این رو گردش شادی بخش سر پل تجریش پیشین، به فخر فروشی و رشک افکنی فرشته و شهرک و جردن و الهیه فرو افتاده است. دیگر توانگران سنت مدار بازار اصفهان به دوچرخه سبز زنگ و خورجین دار چینی و ژیان سقف کروک وطنی بسنده نکرده و برازندگی و بزرگی را در بنز و لکسوس خود و بی ام و و پورشه فرزندان شان می جویند !!

صد البته فقر و فشار اقتصادی فراگیر، « اسراف تاریخی » را در این مرز پر گزند تا اندازه ای به افسار کشانده است، اما آیا همین نشان سترگی و ژرفای شوربختی مان نیست که چنگال اهرمن نابودگر فقر باید از آستین زمانه برون آید تا شاید اندکی اسراف دیرینه مان در چارچوب نشانده و بازداشته شود؟!؟

اسراف در مصرف و بیهوده هدر دادن نعمت های محدود پروردگار، نه تنها نماد بزرگی و برازندگی نبوده و نخواهد بود، بلکه بسیار بیش از آن می تواند نشان اختلال روانشناختی، کاستی معنویت و بحران هویت باشد. این همانا گام زدن در میان بام و فرو نیفتادن از دو سوی آن – رفاه ستیزی و گدامنشی یا ریخت و پاش ( اسراف ) و تجمل پرستی – است که نشان خردمندی و شایستگی ست.

در راستای درمان بیماری ملی « اسراف » ایرانیان و آماده ساختن آنان برای « اقتصاد بدون نفت »، بسیار پیش و بیش از به یکباره برچیدن یارانه ها، باید به آموزش های شناختی – رفتاری و معنوی توانگران و بینوایان پرداخت؛ آموزشی به روز، کارآمد و دانش مدارانه و نه نخ نما، تکانشی و شعارمدارانه که منطق و لزوم شکیبایی بر فشار فراگیر دور افتادن از یارانه های نفتی را به توده آسیب پذیر بیاموزد.

 

*روانپزشک و رواندرمانگر مشکلات جنسی، زناشویی و خانوادگی